تحلیل تکنیکال نفت برنت، تیرماه 1400

تحلیل نفت برنت تیرماه 1400

در تاریخ 1400/04/22،با توجه به نمودار نفت برنت، مشاهده می کنیم که هم اکنون قیمت نفت برنت در محدوده 75 دلار در حال معامله است. با توجه به نمودار، سطح حمایت 77.58 مشاهده می شود که در صورت پیش روی نفت و امکان رد کردن این سطح، امکان صعود نفت برنت تا محدوده 80 دلار وجود خواهد داشت.

همچنین، در موقعیت فعلی یک کانال صعودی نیز قابل توجه است که هم اکنون در نقطه سوم آن قرار دارد. در صورتی که اگر بتواند سطح پیش روی خود (سطح 77.58) را حمایت کرده و آن را رد کند، هدف بعدی خط واسط کانال خواهد بود. لازم به ذکر است در صورت حمایت خط واسط کانال نیز، می توان به این تحلیل رسید که امکان رسیدن نفت برنت به سقف کانال نیز وجود خواهد داشت.

این تحلیل صرفا جهت اطلاع رسانی بوده و موسسه آموزشی آتی سرمایه هیچ مسئولیتی در قبال سود یا زیان را بر عهده ندارد.

تحلیل بیت کوین آذرماه 1400

تحلیل بیت کوین آذر 1400

در تاریخ 1400/09/30، با توجه به نمودار بیت کوین، مشاهده می کنیم که هم اکنون رمزارز بیت کوین در محدوده 48600 دلار در حال معامله است. با توجه به نمودار، متوجه سطح مقاومتی 48539 دلار می شویم و در صورت شکست این سطح و حمایت آن و همچنین، مشاهده کندل تاییدیه صعودی، ممکن است رشد و صعود بیت کوین ابتدا تا محدوده 50000 دلار و سپس محدوده  58000 دلار را تضمین کند. باید به این نکته توجه داشت که در صورت رد شدن بیت کوین از این سطح مقاومت، بیت کوین می تواند به اهداف بالاتر خود نیز برسد.

در آن روی سکه، شاهد یک الگوی کانال نزولی نیز هستیم (مطابق تصویر زیر) که در حال حاظر نمودار بر روی سومین نقطه برخورد کانال رسیده است. این در حالی است که احتمال تشکیل یک کندل نزولی پرقدرت در این ناحیه، امکان اصلاح بیشتر بیت کوین را فراهم میکند. به این ترتیب که ممکن است بیت کوین در مرحله اول تا کف کانال (محدوده 42000 دلار) و در صورت شکسته شدن سطح 42232 دلار، تا اهداف پایین تر سقوط کند. (البته نکته قابل توجه اینجاست که در حال حاظر یک کندل صعودی نسبتا قوی در سقف کانال تشکیل شده است و باید دید در هفته آتی، وضعیت این کانال و مهم تر از آن، وضعیت رمزارز بیت کوین به چه صورت خواهد بود.)

تحلیل بیت کوین آذر 1400

این تحلیل صرفا جهت اطلاع رسانی بوده و موسسه آموزشی آتی سرمایه هیچ مسئولیتی در قبال سود یا زیان را بر عهده ندارد.

تحلیل شاخص کل بورس دی ماه 1400

تحلیل شاخص کل بورس روزانه

در این مطلب قصد داریم تحلیل شاخص کل را از جنبه های مختلف بررسی کنیم و روند روزهای آینده بازار را تا حدی پیش بینی کنیم.

شاخص کل یک معیار مهم برای فعالان بورس تهران است چرا که شاخص کل بورس تهران، عددی است که میزان افت و رشد بازار را نشان می دهد.

برای مشاهده عدد فعلی شاخص کل می توانیدبه وبسایت tsetmc مراجعه کنید. این وبسایت زیرنظر مستقیم سازمان بورس تهران است و منبعی برای تمامی فعالان است.

تحلیل ماهانه شاخص کل بورس

تحلیل ماهانه شاخص کل بورس

 

شاخص کل پس از بهمن سال 1397 تا مرداد 1399، در کمتر از دوسال بالای 13 برابر رشد کرده، یعنی از محدوده 150 هزارواحد به محدوده 2 میلیون واحد رسیده است.

درحال حاظر شاخص کل براساس ابزار فیبوناچی اصلاحی حدود 50 درصد اصلاح کرده است.

و با تشکیل دوقلو کف بر روی خط 50 درصد فیبوناچی اصلاحی، نوید شروع یک روند صعودی را میدهد.

این روند صعودی از تیرماه سال 1400 شروع شده اما نباید انتظار رشد های چند برابری را داشته باشیم. چرا که این روند صعودی با تشکیل دره ها و قله ها ( صعود – اصلاح) تشکیل می شود و احتمال رسیدن به سقف تاریخی ( محدوده 2 میلیون واحد) وجود دارد.

 

تحلیل هفتگی شاخص

تحلیل هفتگی شاخص بورس تهران

 

با تحلیل شاخص کل از نظر هفتگی متوجه میشویم که بعد از نوسانات و اصلاح بازار، شاخص یک الگوی سروشانه مرکب را تشکیل داده است.

با شکست خط گردن سروشانه و عبور از محدود 1 میلیون 500هزار واحد، شاخص قدرت صعود تا محدوده 1 میلیون 900 هزار واحد را خواهد داشت.

بازهم یادآوری می کنم که محدوده 1 میلیون 500 هزارواحد یک مقاومت بسیار مهم است و در صورت شکست این محدوده انتظار رشد را خواهیم داشت.

 

تحلیل تایم فریم روزانه شاخص کل

 

 

بعد از اصلاحی که بصورت الگوی ادامه دهنده گوشه (کُنج) شکل گرفته، شاخص توانسته همزمان هم خط روند نزولی و هم الگوی کنج را به سمت بالا بشکند.

سپس با پولبک به الگوی گوشه، ریسک معامله را کاهش داده و در تایم فریم روزانه نیز نوید تشکیل یک روند صعودی را می دهد.

این پولبک همزمان با واکنش به محدوده 1 میلیون و 280 هزارواحد شکل گرفته که میتوان گفت شروع روند صعودی از همین ناحیه است.

همانطور که در عکس می بینید و با فلش ها مشخص شده، نهایتا اصلاح تا محدوده 1 میلیون و 350 هزارواحد به عنوان پولبک شکل بگیرد و بعد از آن انتظار رشد در قدم اول به محدوده 1 میلیون و 440 هزارواحد را داریم و اگر از این ناحیه نیز عبور کند در قدم دوم انتظار رشد تا محدوده 1 میلیون و 550 هزارواحد را خواهیم داشت.

اگر در بازارهای مالی دیگر همچون بازار ارز دیجیتال معامله می کنید، تحلیل بیت کوین را از دست ندهید.

نکته

برای مشاهده نمودار شاخص کل بورس بر روی هر دستگاهی می توانید به وبسایت رهآورد مراجعه کرده و بصورت آنلاین شاخص کل و دیگر نمادهای بورسی را رصد کنید.

 

این تحلیل صرفا جهت اطلاع رسانی بوده و موسسه آموزشی آتی سرمایه هیچ مسئولیتی در قبال سود یا زیان را بر عهده ندارد.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال (Technical analysis) یا تحلیل تکنیکی روشی است که برای پیش بینی قیمت جهت سرمایه گذاری بلندمدت یا نوسان گیری کوتاه مدت اسفاده می شود. تحلیل بورس و بازارهای مالی، با استفاده از تحلیل تکنیکال با استفاده از تاریخچه قیمت و ابزارهای متنوع انجام می شود.تحلیل تکنیکال در بازار بورس، فارکس،بازار ارزدیجیتال، بازار آتی سهام، بازار بورس کالا، بازار ارز کشورها کاربرد دارد.

 

میتوان تحلیل تکنیکال را به رانندگی شبیه سازی کرد. شما اگر رانندگی بلد باشید میتوانید با هر ماشینی را برانید. پس وقتی شما تحلیل تکنیکال را یاد میگیرید می توانید در همه بازارها قیمت را پیش بینی کنید.

 

انواع تحلیل در بازارهای مالی

معامله گران بازار سرمایه معمولا از روش ها و تحلیل های مختلفی برای موفقیت در این بازار استفاده می کنند که بطورکلی 2 نوع گروه در این بین وجود دارند :

  1. تحلیل فاندامنتال (بنیادی)
  2. تحلیل تکنیکال (نموداری )
  3. تحلیل روانی (روانشناسی بازار)

هر کدام از این تحلیل ها پارامترها و متغیرهای مخصوص به خودشان را دارند. که در ادامه به بررسی کوتاه هر کدام و توضیح تحلیل تکنیکال می پردازیم.

 

تاریخچه تحلیل تکنیکال:

تحلیل تکنیکی همانطور که امروز می شناسیم اولین بار توسط چارلز داو و نظریه داو در اواخر دهه 1800 میلادی معرفی شد. چندین محقق قابل توجه از جمله ویلیام پی همیلتون، رابرت ریا، ادسون گولد و جان مگی بیشتر به نظریه داو کمک کردند در نهایت تلاش همگی روی هم منجر به روش تحلیل تکنیکال شد. اینطور نیست که کل تحلیل تکنیکال برای سال 1800 باشد، بلکه در طول زمان ابزارهای متنوعی توسعه پیدا کرده اند و تحلیل تکنیکال بسیار گسترده تر از قبل است.

اصول مقدماتی تئوری داو:

1-همه چیز در میانگین ها (شاخص ها) لحاظ می شود.

2-بازار سه نوع روند دارد. روند خنثی، روند نزولی، روند صعودی.

3- روند های بزرگ دارای سه مرحله هستند.

4- شاخص ها باید یکدیگر را تایید کنند.

5- حجم معاملات باید روند را تصدیق کند.

6-روند ها تا زمانی که اخطار های قطعی بازگشت را دریافت نکردند به حرکت خود ادامه می دهند.

 

چند باور تحلیلگران تکنیکال

طرفداران تحلیل تکنیکال کلاسیک همیشه بر 3 باور پایدار هستند.

1. همه چیز در قیمت لحاظ شده است:

شاید بتوان ادعا کرد جمله “همه چیز در قیمت لحاظ شده است” پایه و اساس تحلیل تکنیکال است و تا زمانی که به درک درستی از این جمله نرسیده باشیم شاید پیشروی و یادگیری تحلیل تکنیکال بیهوده باشد.

یک تحلیلگر تکنیکال در ابتدا به این باور رسیده که هرچیزی که بتواند در قیمت تاثیر گذار باشد اعم از فاکتورهای سیاسی، فاندامنتالی،جغرافیایی و یا سایر فاکتورها در قیمت لحاظ شده است. پس از درک و پذیرش جمله فوق به عنوان مقدمه تحلیل تکنیکال به این نتیجه میرسیم که تحلیل قیمت تمام آن چیزی است که ما به آن نیاز داریم.

برای اثبات عدم صحت این ادعا،زمان زیادی صرف شده و نتیجه ای حاصل شده است.همه تحلیل گران تکنیکال(تکنسین ها)بر این باورند که تغییرات قیمت تابعی از عرضه و تقاضا است.

چنانچه تقاضا بیش از عرضه باشد آنگاه قیمت صعود خواهد کرد و اگر عرضه برتقاضا پیشی بگیرد قیمت کاهش خواهد یافت. این تغییرات اساس تمام پیش بینی های اقتصادی وبنیادی است. برداشت بزرگان علم تحلیل تکنیکال از این اصل به این صورت است که اگر قیمت به هر دلیلی بالا رفت پس باید تقاضا برعرضه غلبه کرده و علل فاندامنتای تاثیر خود را گذاشته باشند و چنانچه قیمت قیمت سقوط پیدا کرد دلایل فاندامنتالی و بنیادی بی اثر شده اند.جمله ی عجب پایانی در مورد فاندامنتال نباید شما را متعجب کند منطق در این مبحث ما را به اینجا رهنمون میکند که یک تحلیلگر تکنیکال نیز به نوعی مباحث فاندامنتال و بنیادی را مورد مطالعه قرار میدهد.

قریب به اتفاق تحلیل گران تکنیکالی براین باورند که نیرویی که جهت عرضه و تقاضا را تغییر میدهد برآیند تغییرات فاندامنتال و مربوط به اقتصاد بازار می باشد و همین نیرو بر قیمت ها تاثیر میگذارد. نمودار ها هرگز به تنهایی علت بالا آمدن قیمت ها نیستند ،آن ها نشان دهنده میزان تاثیر یا عدم تاثیر عوامل پایه ای بازار هستند.

این یک قانون است که تحلیلگر تکنیکالی به هیچ وجه دخالتی در عوامل تاثیرگذار برقیمت نمیکند.بیشتر اوقات در آغاز یک روند ویا در نقطه تغییر جهت قیمت از صعودی به نزولی یا برعکس هیچ کس به طور قطعی دلیل این تغییر جهت را نمیداند ولی تحلیل گر تکنیکالی به سادگی و با استفاده از الگوها میتواند این تغییر را به موقع شناسایی کند و پایداری آن را بسنجد.

باید در خاطر داشت مادامی که یک تحلیل گر تکنیکالی بر این عقیده باقی بماند که همه چیز در قیمت لحاظ شده است موفق خواهد شد.

یک تحلیلگر لزوما نباید از بازار باهوش تر باشد، او میداندکه دلایل زیادی برای نوسان قیمت وجود دارد وصرفا بر این باور است که لزومی به دانستن این دلایل برای پیش بینی تغییرات قیمت وجود ندارد و فقط کسب سود از این تغییرات مهم است.

 

2. قیمت ها براساس روند ها حرکت میکنند:

ما در کل سه نوع روند داریم: روند صعودی، روند نزولی، روند خنثی.

هدف از ترسیم نمودارهای قیمت ،شناسایی روند و پیش بینی جهت حرکت قیمت است.

در بازارهای مالی به هیچ عنوان نباید برخلاف روند معامله کنید.

برای مثال اگر روند بازار ریزشی است شما نباید ریسک خرید در روند نزولی را بپذیرید.

نظریه ثابت شده ای نیز وجود دارد که میگوید قیمت ها براساس روندها حرکت میکنند و یا به عباررتی دیگر قیمت ها دوست دارند که روند فعلی خود را حفظ کنند،به جای آنکه تغییرجهت بدهند. این قانون به نوعی بیان دیگری از قانون اول نیوتون درباره حرکت است. شاید بتوان آن را اینگونه نیز مطرح کرد که قیمت ها به روند فعلی خود ادامه میدهند تا زمانی که عوامل بازدارنده حرکت آن را متوقف کنند.

این قانون یکی از ادعاهای محکم تحلیلگران میباشد و آن ها معتقدند که روندها را تا زمانی که عوامل خارجی بر آن ها تاثیر نگذاشته جهت خود را حفظ میکنند.

تحلیل تکنیکال

3. تاریخ تکرار میشود:

بخش بزرگی از مباحث تحلیل تکنیکال و مطالعه رفتارهای بازار ها مشابه روانشناسی در انسان ها می باشد.

به عنوان مثال الگوهای نمودارهایی که یکصدسال پیش ترسیم شده اند دقیقا منعکس کننده تاثیر مسائل آن دوره از نظر روانشناسی در روند قیمت ها هستند.

این تصاویر به وضوح روانشناسی بازار را آشکار میکنند.از زمانی که الگوها به خوبی در گذشته عمل کرده اند فرض شده که در آینده نیز به همان خوبی جوابگو خواهند بود.

پایه واساس آن ها اصول روانشناسی است که این امر باعث میشود که آن ها را به عنوان اصول ثابت بپذیریم و بتوانیم به آن ها اعتماد کنیم.

تحلیلگران تکنیکال برای پیش بینی قیمت، به گذشته مراجعه می کنند و ادعا دارند بازار الگوهای گذشته خود را تکرار می کند و در طول زمان نسبت به برخی الگوها واکنش یکسانی نشان می دهد.

همچنین در مورد بورس تهران، به بررسی تحلیل شاخص کل (شاخص بورس) در تایم فریم های مختلف پرداخته ایم. همچنین شما میتوانید وضعیت بورس امروز را در پیج اینستاگرام آتی سرمایه دنبال کنید.

مقایسه تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی:

هر دو روش تکنیکال و فاندامنتال همواره سعی بر حل یک مشکل واحد دارند، و آن مشکل چیزی نیست جز پیش بینی اینکه قیمت ها تمایل دارند در چه جهتی حرکت کنند.

تحلیل فاندامنتال (تحلیل بنیادی) چیه؟ 

تحلیل بنیادی، عبارت است از بررسی علمی عوامل اساسی و بنیادی تعیین کننده ارزش سهام. یا به عبارت ساده تر میتوان گفت تحلیل بنیادی یعنی بدست آوردن ارزش واقعی قیمت سهام.

برای مثال قیمت سهام فولاد درحال حاظر 100 تومان است اما از لحاظ بنیادی، سهم فولاد 120 تومان ارزش دارد. پس 20 درصد زیر ارزش واقعی خود در حال معامله است. در این حالت تحلیلگر بنیادی، دست به خرید میزند زیرا باور دارد که فولاد 20 درصد زیر ارزش ذاتی در حال معامله است.

یک جمله هست که می گوید: « همه افراد قیمتها را میدانند ولی کمتر کسی ارزش واقعی را می داند.» پس دانستن تحلیل بنیادی به ما کمک می کند ارزش واقعی سهم یا ارزی را تخمین بزنیم تا هیچ موقع گرانتر نخریم.

اما تحلیل بنیادی یک تحلیل میان مدت و بلندمدت است. به قول جمله معروف:«رفتار قیمت سهام در بلندمدت حتماً به سمت میانگین ارزش ذاتی میل می‌کند.» تحلیل بننیادی برای افرادی که قصد نوسان گیری با دیدکوتاه مدت را دارند مناسب نیست.

ابزار تحلیلگر بنیادی عبارت است از نسبت های مالی که از ترازنامه شرکت و حساب سود و زیان طی چند سال به دست می آید.

همانطور که در تحلیل تکنیکال تمرکز بر روی تغییرات قیمت است در تحلیل فاندامنتال تمرکز اصلی بر روی عوامل اقتصادی است؛ که بر عرضه و تقاضا تاثیر میگذارد و باعث میشود قیمت بالا یا پایین برود ویا در نهایت ثابت بماند. یک تحلیلگر فاندامنتال تاثیر تمام فاکتورهای مربوط را بر رروی قیمت هرچیزی بررسی میکند تا درنهایت بتواند ارزش ذاتی آن را محاسبه کند.

ارزش ذاتی چیزی است که یک تحلیل گر فاندامنتال به وسیله آن نشان میدهد که با توجه به میزان عرضه و تقاضای واقعا با آن قیمت ارزش دارد یا خیر. اگر ارزش ذاتی چیزی زیر قیمت آن باشد ،تحلیلگر فاندامنتال میگوید موقعیت را مناسب خرید می بیند.

تحلیل گر تکنیکال عقیده دارد که تغییرات قیمت تنها چیزی است که او نیاز داردبداند و دلایل این تغییرات لازم نیستند و در مقابل تحلیلگرفاندامنتال همواره به علت ها و دلایل تغییر قیمت میپردازد.

 

تحلیل تکنیکال چیه

برخلاف تحلیل بنیادی، که تلاش می‌کند ارزش ذاتی را ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه تاریخچه قیمت و حجم معاملات تمرکز دارد. ابزارهای تحلیل تکنیکال برای بررسی عرضه و تقاضا، تغییرات قیمت، حجم معاملات استفاده می‌شود. پس تنها ورودی تحلیل تکنیکال قیمت و حجم معاملات است.

تحلیلگران تکنیکال سعی نمی‌کنند ارزش ذاتی اوراق بهادار را اندازه‌گیری کنند، بلکه از نمودار برای شناسایی الگوها و روندهایی استفاده می‌کنند که نشان می‌دهد سهام در آینده چه خواهد کرد. برای تحلیلگر تکنیکال قیمت تابلو بورس مهم است.

 

تحلیل تکنیکال

 

انعطاف پذیری و سازگاری تحلیل تکنیکال:

یکی از بزرگترین نقاط قوت تحلیل های تکنیکال سازگاری و تنوع آن برای انواع معاملات در ابعاد زمانی مختلف میباشد. تقریبا هیچ بازار و فضای معاملاتی ای وجود ندارد که نتوان این اصول را در آن به کار برد.

تکنیکاکالیست به راحتی میتواند هر نوع بازاری را که تمایل داشته باشد مورد مطالعه قرار دهد. حتی اگر با دانش فاندامنتال او هم خوانی نداشته باشد؛ درحالی که تحلیل گران فاندامنتال به علت اینکه همواره مقادیر زیادی اطلاعات و صورت های مالی برای بررسی وجود دارد که برای درک آن ها باید در حد یک متخصص عمل کنند، چندان نمیتوانند از جایی که هستند دور شوند.

نکته حائز اهمیت این است که ذات بازار همواره شامل فواصل زمانی است که درآن بازار چیزی فعال و یا غیر فعال می شود معاملات زیادی بر روی آن صورت می گیرد و یا نقد شوندگی آن کاهش می یابد. یک تحلیلگر تکنیکال همواره میتواند تمرکز و توجه خود را به قسمت فعال و قوی بازار معطوف کند و میتواند یک روند را در زمان خاص انتخاب کند و یا روندی دیگر را از سیستم خود حذف کند. درنتیجه تحلیل گر تکنیکال میتواند توجه و سرمایه خود را از هر نقطه بازار در زمان مناسب به سمت نقطه ای دیگر از بازار منتقل کند.

طبیعت بازار چرخش های آن است و این امتیاز بزرگی است که شخصی بتواند همواره با بازار حرکت کند.

تحلیل گر تکنیکالی کاملا آزادانه روند های جدید را میبیند وانتخاب میکند. یک تحلیلگر فاندامنتالی که اغلب در گروه خاصی تخصص دارد اگر احساس کند در گروهی دیگر تحرکاتی ایجاد شده است این انعطاف پذیری را ندارد که به سادگی از گروهی به گروهی دیگر برود و هر زمان نیز قصد انجام این کار را داشته باشد درحقیقت اوقات دشوارتری را نسبت به چارتیست باید طی کند تا به نتیجه برسد.

به عنوان یک امتیاز دیگر برای تحلیلگر تکنیکال میتوان به این نکته اشاره کرد که از آنجایی که که او همواره بازار را به طور کلی زیر نظر دارد در نتیجه میتواند حرکات زیرین برخی از گروه های بازار را مشاهده کند و زیر نظر بگیرد و درنتیجه می تواند بهترین گروه بازار را برای سرمایه گذاری انتخاب کند. همچنین به علت آنکه خیلی از بازار ها متاثر از عوامل اقتصادی می باشند واین تصمیمات اقتصادی هستند که در قیمت ها و روندها ظاهر میشوند، میتواند با نگاه کردن و بررسی کردن یک گروه از بازار بر بازارهای دیگر نیز اعمال نظر کند و در حقیقت او به نوعی از نزولی یا صعودی بودن روند اقتصاد کلان نیز مطلع میباشد و درنتیجه چارتیست با تجربه میتواند هم زمان در چند بازار حضور داشته باشد.

 

تحلیل تکنیکال و کارایی آن در بازه های زمانی مختلف:

یکی از بزرگترین نقاط قوت تحلیل تکنیکال این است که در بازه های زمانی مختلف کاربرد دارد چه معامله گران روزانه و چه معامله گران چندروزه و کوتاه مدت و چه خریداران میان مدت و چه افرادی که در بازه های زمانی طولانی مشغول به خرید و فروش می باشند، می توانند از تحلیل تکنیکال بهره ببرند درحقیقت تحلیل تکنیکال شامل زمان خاصی نمی شود و این سلیقه و روش کار معامله گر است که در چه بازه هایی به تحلیل بپردازد. تحلیل گر تکنیکالی با تعیین بازه زمانی مورد نظرش این را مشخص میکند که قصد پیش بینی برای چه مدت زمانی را دارد این عقیده که برخی از افراد میگویند تحلیل تکنیکال صرفا در بازه زمان های کوتاه مدت کاربرد دارد اصلا درست نیست.

این ادعا شاید ناشی از این نظریه باشد که تحلیل فاندامنتال برای پیش بینی بلند مدت کاربرد دارد و فاکتور های تحلیل تکنیکی فاکتورهایی کوتاه مدت هستند؛ درواقع تحلیلگر تکنیکال برای پیش بینی بازه های زمانی بلند مدت از نمودار های هفتگی، ماهیانه و سالیانه بسته به سلیقه خودش استفاده میکند و به دلیل همین تکنیک ها می باشد که این نوع تحلیل را تکنیکال می نامند.

برای اینکه بیشتر متوجه این موضوع شوید تحلیل تکنیکال بیت کوین را مشاهده کنید که ما در هر تایم فریم بصورت جدا بازار را آنالیز کرده ایم. تحلیل تکنیکال ارز دیجیتال، همان تحلیل بیت کوین است چرا که بیت کوین لیدر و رهبر این بازار است و مابقی کوین ها از آن تبعیت می کنند.

 

 

تحلیل گر تکنیکی ،تکنیکالی یا چارتیست؟

عناوین زیادی به شخصی که تحلیل تکنیکال انجام میدهد نسبت داده می شود از جمله تحلیل گر تکنیکال، چارتیست، تکنیکالیست، تحلیل گر بازر یا تحلیل گر نموداری. تا چندی پیش همه این کلمات یک معنا را تداعی میکرد اما با رشد شاخه های تخصصی این رشته ضروری به نظر می رسد که تفاوت هایی بین این عنوان ها قائل شویم و کلمات را بادقت بیشتری انتخاب کنیم. به علت آنکه تمام  تحلیل های تکنیکال تا دهه قبل بر پایه نمودار بوده است به واژه چارتیست وتحلیل گر تکنیکال به یک معنا می دانستند ولی به طور حتم از آن پس آن ها معنی یکسانی نداشته اند.

 

برخی انتقادات در مورد تحلیل تکنیکال:

چند سوال و انتقاد جزیی در مورد مباحث تحلیل تکنیکال مطرح می شود که یکی از این مباحث در مورد این است که هر کسی پیش بینی خود را از هر چیزی دارد. دیگری این است که چگونه قیمت های گذشته و اطلاعات آن میتواند در مورد قیمت های آینده و پیشگویی آن ها و جهت حرکتشان کاربرد داشته باشد. این انتقاد معمولا در قالب جملاتی مانند نمودارها به ما می گویند که بازار ها در کجا قرار دارند ولی به ما نمی گویند که به کجا میرود؛ مطرح میشوند.در جواب باید گفت که کاملا واضح است که نمودارها به شما نمی گویند بازار به کدام سمت حرکت می کند و اگر شما ندانید آن را چگونه بخوانید سوالات مربوط به نظریه” ورود تصادفی ” معمولا به این صورت هستند که گفته میشود “آیا واقعیت قیمت ها برطبق روندها حرکت میکنند؟” و ایجاد شبهه در مورد اینکه هر تحلیل تکنیکی میتواند استراتژی “خرید و نگهداری” را پیشنهاد بدهد.

 

نتیجه گیری

تحلیل تکنیکال یک ابزار معاملاتی است که برای ارزیابی اوراق بهادار و تلاش برای پیش‌بینی حرکت آینده آن‌ها با تجزیه و تحلیل آمار جمع‌آوری‌شده از فعالیت‌های معاملاتی، مانند حرکت قیمت و حجم، استفاده می‌شود. برخلاف تحلیلگران بنیادی که سعی در ارزیابی ارزش ذاتی یک اوراق بهادار دارند، تحلیلگران تکینکال با استفاده از نمودار، حرکت قیمت، ابزارهای تحلیلی مختلف و اندیکاتورها قدرت یک روند و قیمت را در آینده تخمین می زنند.

در طول سال‌ها، شاخص‌های فنی متعددی توسط تحلیلگران در تلاش برای پیش‌بینی دقیق حرکت‌های قیمت در آینده ایجاد شده است. برخی از شاخص ها عمدتاً بر روی شناسایی روند فعلی بازار از جمله مناطق حمایت و مقاومت متمرکز هستند، در حالی که برخی دیگر بر روی تعیین قدرت یک روند و احتمال ادامه آن متمرکز هستند. شاخص های فنی رایج شامل خطوط روند، میانگین متحرک و شاخص های حرکت مانند شاخص واگرایی همگرایی میانگین متحرک (MACD) است.

 

سوالات متداول

بهترین کتاب تحلیل تکنیکال چیست؟

قطعا بهترین کتابی وجود ندارد و همه کتابها خوب هستند. اما کتاب تحلیل تکنیکال جان مورفی بسیار پیشنهاد می شود.

بهترین منبع آموزش تحلیل تکنیکال کجاست؟

یوتیوب یک منبع رایگان است که برای دانلود آموزش تحلیل تکنیکال بورس می توانید به آن یک سر بزنید. ولی اگر قصد دارید از یک مربی و راهنمای مسیر با حداقل 5 سال سابقه فعالیت در بازار و با تجربه استفاده کنید، حتما با ما تماس بگیرید. 03136205249

بهترین جایی که سیگنال بورس می دهند کجاست؟

به هیچ عنوان از جایی سیگنال دریافت نکنید، سعی کنید خودتان قوی بشید تا اگر شکستی هم خوردید به تجربه های تان اضافه شود. در نظر داشته باشید که کتاب “چگونه در بورس دو میلیون دلار به دست آوردم” در مورد خطرات سیگنال گرفتن در بازار است. هرقدر هم که منبع شما معتبری داشته باشید حواستان باشد که کسی ریسک از بین رفتن سرمایه تان را گردن نمی گیرد و فقط هنگامی که سیگنال هایشان به سود می رسد هیاهو میکنند ولی هنگامی که با ضرر مواجه می شوند، کم کم غیب می شوند.

 

هوش هیجانی و راز موفقیت در معاملات

هوش هیجانی

هوش هیجانی:

چرا برخی مدیران از توانایی بالاتری برای هدایت و رهبری سازمان شان برخوردارند؟ نظر بزرگان جهان از جمله آقای گلمن در مورد هوش هیجانی را می دانید؟ اگر میخواهید در مورد به کار بردن درست هیجان ها بدانید و یا عوامل موثر بر هوش هیجانی را بدانید در اداه این مقاله همراه ما باشید.

هوش عاطفی، هوش احساسی یا هوش هیجانی (EMOTIONAL INTELLIGENCEL):

شامل شناخت و کنترل عواطف و هیجان های خود و دیگران است. به عبارت دیگر شخصی که Ei بالایی دارد، سه مولفه هیجان هارا به طور موفقیت آمیزی با یکدیگر تلفیق می کند:
مولفه شناختی، مولفه فیزیولوژیکی و مولفه رفتاری.

متون علم مدیریت بر این باورند که رهبران و مدیران، با هوش های هیجانی بالاتر، توان بیشتری برای هدایت سازمان تحت کنترل شان دارند. کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند می توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند تفکر و اقدامات شخصی استفاده کنند.
هوش هیجانی، اصطلاح فراگیری است که مجموعه گسترده ای از مهارت ها و خصوصیات فردی را در بر گرفته و به طور معمول به آن دسته مهارت های درون فردی و بین فردی گفته می شود که فراتر از دایره مشخصی از دانش های پیشین، چون بهره هوشی و مهارت های فنی یا حرفه ای است.

دانیل گلمن معتقد است، هوش عاطفی بالا مشخص می کند که چرا افرادی با بهره هوشی متوسط (Intelligence quotient: IQ) موفق تر از کسانی هستند که نمره های بالاتری از IQ دارند. بهره هوشی نمی تواند به خوبی از عهده توضیح سرنوشت متفاوت افرادی برآید که فرصت ها، شرایط تحصیلی و چشم اندازهای مشابهی دارند.
ادوارد تورندایک، از روانشناسان بر جسته قرن بیستم در حوزه های یادگیری، آموزش و هوش در سال ۱۹۲۰ مفهومی به نام هوش اجتماعی یا Social Intelligenece به صورت زیر تعریف کرد:
” هوش اجتماعی یعنی توانایی درک و مدیریت کردن مردان، زنان، دختران و پسران برای رفتار خردمندانه در روابط انسانی”.

اصطلاح هوش عاطفی، برای اولین بار در دهه ۱۹۹۰ توسط روانشناسی به نام پیتر سالووی(peter salovey) مطرح شد. وی اظهار داشت، کسانی که از هوش هیجانی برخوردارند می توانند عواطف خود و دیگران را کنترل کرده، بین پیامدهای مثبت و منفی عواطف تمایز گذارند و از اطلاعات عاطفی برای راهنمایی فرایند اندیشه و اقدامات شخصی استفاده کنند. در عصر اطلاعات و ارتباطات، نظریه “هوش عاطفی” رشد چشمگیری یافته و از مباحث پر طرفدار سازمانی شده است. هوش هیجانی از آخرین مباحث متخصصین در خصوص درک تمایز بین منطق و هیجان بوده است. هوش هیجانی هم مانند سایر مباحث در خصوص ماهیت انسان، دستخوش دونوع بحث و گفتگوی علمی و عوام پسند گردیده است.
دانیل گلمن صاحب نظر علوم رفتاری و نویسنده کتاب ( کارکردن به وسیله هوش هیجانی) اولین کسی بود که این مفهوم را وارد عرصه سازمان نمود. گلمن هوش هیجانی را، استعداد، مهارت یا قابلیتی دانست که عمیقا تمامی توانایی های فردی را در دایره خود دارد. در مدل گلمن به طور خلاصه پنج حوزه اساسی هوش هیجانی مورد بررسی قرار گرفته است.
۱- شناخت هیجان ها و احساسات خود آگاهی
۲- مدیریت هیجان ها و احساسات خود، خودمدیریتی
۳- خود انگیزشی
۴- تشخیص و درک هیجان ها و احساسات دیگران، دیگر آگاهی
۵- مدیریت رابطه با دیگران، دیگر مدیریتی.

مدل گلمن امروزه به طور وسیعی به رسمیت شناخته شده است. این مدل می گوید وقتی فردی دارای هوش عقلی یا بهره هوشی (IQ) بالایی است، لزوما دارای هوش هیجانی بالا نیست. هوشمند بودن یک امتیاز است که البته تضمینی برای موفقیت در زندگی و روابط بین فردی و اجتماعی نخواهد بود.

هوش هیجانی

تفاوت هوش هیجانی و IQ:

بیشتر مردم IQ یا همان هوش عادی را می شناسند. حتما شما هم افرادی را می شناسید که با اینکه هوش بالایی دارند ولی زندگی موفقی ندارند. IQ شمارا به روی بهترین صندلی های دانشگاه می نشاند اما از اینجا، این هوش هیجانی است که به شما کمک می کند روابط درستی انتخاب کنید و به اهداف و موفقیت های بهتری دست پیدا کنید. بیشترین موفقیت زمانی حاصل می شود که شما هردو هوش را تقویت کنید هم IQ هم هوش هیجانی.

مغز هیجانی:

برای درک تسلط مقتدرانه هیجان ها بر ذهن خردورز- و چراییِ در هم افتادگیِ احساسات و منطق، نحوه تکامل مغز مورد بررسی قرار می گیرد. اندازه مغز انسان که از حدود ۱۳۵ گرم یاخته عصبی و مایع سلولی تشکیل می شود، تقریبا سه برابر مغز بستگان نزدیک او در چرخه فرگشت، یعنی نخستین های غیر انسان است.

در طول میلیون ها سال فرگشت، مغز از پایین به سمت بالا تکامل یافته و مراکز بالاتر آن از بسط و تفصیل قسمت های پایین تر و کهن تر به وجود آمده است. به گونه ای که رشد مغز در جنین انسان تقریبا همین مسیر تکاملی را طی می کند. ابتدایی ترین بخش مغز در تمام گونه های عصبی شان، ساقه مغز است که قسمت فوقانی نخاع شوکی را احاطه کرده است ریشه مغز، اعمال حیاتی ابتدایی مانند تنفس_و سوخت و ساز اندام های دیگر بدن را تنظیم می کندو کنترل واکنش ها و حرکات قالبی را بر عهده دارد. نمی توان گفت که این مغز ابتدایی، فکر می کند یا قدرت یادگیری دارد. بلکه بیشتر مجموعه ای از تنظیم کننده های از قبل برنامه ریزی شده است که بدن را آنگونه که باید به حرکت وا می دارد و به گونه ای واکنش نشان می دهد که ادامه حیات را ممکن سازد.

لیمبیک به دور ساقه مغز حلقه زده و آن را در میان گرفته است. این محدود عصبی، هیجان های مناسب را به مجموعه مغز اضافه کرد. در مواقعی که اسیر اشتیاق یا غضب، یا سراپا غرق عشق یا ترس و وحشت می شویم در واقع دستگاه لیمبیک است که مارا در چنگال خود دارد.

آمیگدال یا بادامه، ساختاری است که در دستگاه کناری قرار گرفته است و مرکز آگاهی هیجان رفتاری در سطح نیمه خودآگاه است. بادامه وضعیت جاری هرکس را در ارتباط با محیط اطراف و افکار به لیمبیک می فرستد و بر اساس ارتباطی که با هیپوتالاموس دارد. قادر است پاسخ های هیجان رفتاری مناسب را در ما بوجود آورد، مانند راست شدن موها در زمان ترس، گشاد شدن مردمک چشم در زمان شادی، افزایش ضربان قلب در زمان خشم. به همین دلیل، بادامه را بخش پایه سامانه پاداش دهنده و تنبیه کننده و مرکز تنظیمی در هوش هیجانی می نامند که در اصلاح به آن مغز هیجانی گفته می شود.

عوامل موثر در هوش هیجانی:

پیتر سالووی توصیف مبنای خود را از هوش هیجانی بر اساس نظریات گاردنر در مورد استعدادهای فردی قرار می دهد و این توانایی ها را به ۵حیطه اصلی بسط می دهد.
شناخت عواطف شخصی:
خودآگاهی،تشخیص هراحساس به همان صورتی که بروز می کند، سنگ بنای هوش هیجانی است. توانایی نظارت بر احساسات در هر لحظه برای بدست آوردن بینش روانشناختی و ادراک خویشتن، نقشی تعیین کننده دارد. ناتوانی در تشخیص احساسات واقعی، ما را به سردرگمی دچار می کند.
افرادی که نسبت به احساسات خود اطمینان بیشتری دارند، بهتر می توانند زندگی خویش را هدایت کنند.این افراد در رابطه احساسات واقعی خود در زمینه اتخاذ تصمیمات شخصی از انتخاب همسر آینده گرفته تا شغلی که بر می گزینند، احساس اطمینان بیشتری دارند.

به کار بردن درست هیجان ها:

قدرت تنظیم احساسات خود، توانایی و مهارت عاطفی است که بر حس خودآگاهی متکی می باشد وشامل ظرفیت شخص برای تسکین دادن خود، دور کردن اضطراب ها، افسردگی ها یا بی حوصلگی های متداوم پیامدهای شکست است. افرادی که به لحاظ این توانایی ضعیف اند، بطور دائم با احساس نومیدی و افسردگی دست به گریبانند. درحالی که افرادی که در آن مهارت زیادی دارند، با سرعت بسیار بیشتری می توانند ناملایمات زندگی را پشت سر بگذارند.

شناخت عواطف دیگران:

همدلی، توانایی دیگری که بر خودآگاهی عاطفی متکی است،(مهارت ارتباط با مردم) است. افرادی که از همدلی بیشتری برخوردار باشند به علائم اجتماعی ظریفی که نشان دهنده نیاز ها یا خواسته های دیگران است توجه بیشتری نشان می دهند.
این توانایی، آنان را که در حرفه هایی که مستلزم مراقبت از دیگرانند، تدریس، فروش و مدیریت موفق تر می سازد. (هوش اجتماعی یعنی توانایی درک و مدیریت کردن مردان، زنان، دختران و پسران، برای رفتار خردمندان در روابط انسانی).
هوش اجتماعی یعنی بتوانیم انگیزه رفتار های خود و دیگران را به خوبی درک کرده و از این اطلاعات در تعاملات اجتماعی استفاده کنیم.

کدام درست است EI یا EQ:

اصطلاح EI مخفف Emotional intelligence است و از نخستین روزهایی مفهموم هوش هیجانی مطرح شده استفاده از آن رواج یافت. معمولا نوشته ها و مقاله های رسمی، استفاده از EI را ترجیح میدهند. اصطلاح EQ کمی تجاری تر است و به تقلید از ضریب هوشی یا IQ مخفف (intelligence Quotient) ساخته شده است. وقتی EI را به کار می بریم منظورمان هوش هیجانی به شکل کیفی است (مثلا به صورت کاملا کیفی، از اصطلاح های هوش هیجانی بالا و هوش هیجانی پایین، یا اهمیت هوش هیجانی حرف میزنیم؛ بدون اینکه منظورمان واقعا مقدار عددی هوش هیجانی باشد) اما اگر EQ استفاده میکنیم، قاعدتا منظورمان این است که هوش هیجانی را به شکل یک شاخص عددی مد نظر داریم.
اگر شاخص واضح و پرسش نامه شفافی را تعیین نکرده باشیم و صرفا مدام EQ را در برابر IQ قرار دهیم، می توان گفت در حال استفاده تجاری از این بحث علمی هستیم.

هوش هیجانی

دانشمندان بزرگ در زمینه هوش هیجانی:

هوش عاطفی یا هوش هیجانی را می توان، زیر مجموعه ای از روانشناسی مثبت گرا دانست که دانشمندان بسیاری از جمله پیترسالووی (Peter salovey)، روون بار_ اون(Reuvenbar_On)، دانیل گلمن و مارتین اسلیگمن برای توسعه آن زحمت کشیده اند. البته هوش هیجانی منتقدانی هم داشته که معمولا به تجاری شدن بیش از حد این حوزه و فاصله گرفتن از فضای آکادمیک بدبین یا معترض بوده اند.
ادوین لاکه(Edvin Locke)، از جمله دانشمندان بزرگی است که معتقدند هوش هیجانی، می تواند گمراه کننده باشد. لاکه توضیح می دهد که در حوزه روانشناسی، ابزار ها و مفاهیم دقیق تر و ارزشمند تری هستند که همان کارکرد های هوش هیجانی را دارند، اما قابل تعریف، قابل سنجش و قابل توسعه هستند. به همین علت لازم نبوده چنین مفهموم مبهمی به کار گرفته شود.

توجه به اینکه اختلاف نظر ها باعث می شود در مطالعه و یادگیری هوش هیجانی، برای رویارویی با اختلاف نظر در تعریف هوش هیجانی و کارکرد ها و کاربردهای هوش هیجانی آمادگی داشته باشیم و بدون درگیر شدن با این اختلاف ها، آنچه را برای کار و زندگی خود داریم از میان حرف ها، دیدگاه ها، مطالعات و کتاب ها برداریم و به کار گیریم.

تاثیر هوش هیجانی بر تصمیم سرمایه گذاران در بورس:

برای هرگونه سرمایه گذاری، طبق یک مبنای قانونی، قضاوت هایی باید انجام داد.
سرمایه گذار ممکن است با برخی تعصبات رفتاری بی جا، هنگام تصمیم گیری های سرمایه گذاری دچار اشتباه شوند. برای این مورد پیشنهاد می کنم مقاله چطور احساسات را از معامله‌گری حذف کنیم را مطالعه کنید.

این پژوهش، تعصب نمایندگی، مسائل چارچوبی حسابداری و ریسک گریزی مربوط به چگونگی تاثیرات هریک از مولفه ها بر تصمیم گیری سرمایه گذار را مورد بررسی قرار می دهد.
در هنگام تصمیم گیری های متعدد فرد باید به عنوان یک سرمایه گذار مورد خطاب قرار گیرد.
در نظر گرفتن این واقعیت که احساسات در این روند نقش دارد، مهم است.
دراین پژوهش، شناسایی ارتباط میان تعصبات مختلف سرمایه گذاری و مولفه های مختلف هوش هیجانی، از تجزیه و تحلیل پارامتریک و ناپارامتریک استفاده شد.در حالی که تعصبات نمایندگی، حسابداری ذهنی، ارتباط معنی داری با هوش هیجانی یا مولفه های آن آشکار نمی سازد.
اما ریسک گریزی ارتباط معنی داری با هوش هیجانی نشان داد.همچنین رابطه بین مولفه ای استرس و سازگاری و هوش هیجانی با ریسک گریزی مورد تایید قرار گرفت.

نوسان گیری یا صبر ایوب؟ بهترین استراتژی هولد کردنه؟

نوسان گیری

نوسان گیری چیست؟

خرید و فروش سهام با هدف کسب سودهای ۳ تا ۱۰ درصدی در بازه زمانی ۱ تا ۳ روزه را استراتژی نوسان گیری در بورس می‌نامند.

از آنجایی که اکثر معامله گران با شرکت در کلاس آموزش بورس و استفاده از تحلیل تکنیکال و تحلیل بنیادی یا همان تحلیل فاندامنتال و بر اساس رفتارشناسی بازار به‌دنبال کسب بیش‌ترین سود در کم‌ترین زمان ممکن هستند؛ در نتیجه این روش در بورس مورد استقبال قرار گرفته است.

منظور از واژه نوسان در نوسان گیری در واقع همان کسب سود از تغییرات قیمت سهام است که در بازه‌های زمانی مختلفی ایجاد می‌شود.

نام دیگر نوسان‌گیری، سفته بازی است، که به معنای ورود به مبادلات دارای ریسک زیاد به امید کسب سود از نوسانات است. تحلیل تکنیکال برای این روش معاملاتی یکی از ابزارهای ارزشمند محسوب می‌شود؛ زیرا نوسان گیران کمتر توجهی به ارزش بنیادی شرکت ها دارند و بدون بررسی تحلیل بنیادی یا فاندامنتال تنها روند قیمتی سهم را مد نظر می‌گیرند تا بتوانند از نوسانات آن سود خوبی کسب کنند. همچنین نوسان گیران بر اساس تحلیل تکنیکال و شناسایی حمایت ها و مقاومت ها اقدام به خرید سهم در کف و فروش آن در سقف می‌نمایند.

 

جمله طلایی

90 درصد درآمد یک تریدر از تماشاگر بودن و هیچ کاری نکردنه.

بنابراین وقتی با این استراتژی وسوسه کننده مواجه می‌شوید، از خودتان چند سؤال اساسی بپرسید:

  • معامله مداوم در بورس چه خطرات و معایبی دارد؟
  • آیا سودی بیشتر از سرمایه گذاری بلندمدت در انتظار ماست؟

آیا کنترل هیجانات دراین روش آسان است؟

 

نوسان گیری

پیامدها و معایب نوسان گیری:

 

۱- استرس بلای جان نوسان گیری:

نوسان گیران تازه وارد در بورس می‌توانند نوسان گیری را به سادگی سوهان روح خود کنند. معمولاً نوسان گیران تازه وارد به دلیل شرایط نوسانی بازار و فشار روانی حاصله از استراتژی نوسان گیری عمدتاً دچار استرس در معاملات بورسی می‌شوند و شتاب زده  فکر معامله می افتند. در نتیجه سلامت روح و روان نوسان گیران دچار آسیب جدی می‌شود.

نوسان گیران اغلب در معاملات خود تمرکز کافی برای خرید و فروش سهم را ندارند. هر چه طول عمر یک معامله کوتاه‌تر باشد، استرس و فشار روانی در آن بیشتر است. این احساس درد و استرس روانی از ابتدای معامله دست به گریبان نوسان گیران شده و تا خروج آن‌ها از بازار ادامه خواهد داشت. پس بدانید استرس نوسان گیری در بورس یک فاکتور منفی محسوب می‌شود و باعث می‌شود بازده کاری شما به مرور زمان به شدت افت کند. پس بدانید نوسان‌گیری اضطراب بسیاری زیادی را بر فرد تحمیل می‌کند و نیازمند آن است که افراد در فرصت‌هایی تصمیمات مهمی را به‌سرعت اتخاذ کنند که در صورت داشتن برنامه دقیق می‌توان از استرس این تصمیمات تا حدی کم کرد.

۲- کم کردن میانگین، مسکن نوسان گیری در بورس:

کم کردن میانگین قیمت در هنگام نوسان گیری همان مسکن درد نوسان گیران بازار بورس است. این بدان معناست که نوسان گیران با هدف نوسان گیری، سهمی را خریداری می‌کند ولی با کمال تعجب مشاهده می‌کند که قیمت سهم کاهش می‌یابد. در این حالت نوسان گیر حد ضرر خود را رعایت نکرده و با کاهش قیمت سهم، با خرید مجدد در قیمت‌های پایین‌تر، میانگین قیمت خرید را کاهش داده تا حداقل استرس معاملات خود از نوسان گیری را کم کند. او امید دارد که در آینده قیمت سهم رشد خواهد کرد.

حال تصور کنید سهمی که قصد نوسان گیری در آن را داشته است به لحاظ بنیادی ضعیف، قیمت آن پی در پی کاهش داشته و زیان نوسان گیر به شدت افزایش یافته است؛ در نتیجه مجبور است باور اشتباه خود را تغییر دهد و از سهم خارج شود. البته این میانگین کم کردن گاهی اوقات می تواند از ضرر کم کند و در زمان کمتری نوسان گیر به سود برسد.

در صورتی نوسان گیر به خوبی میانگین کم کرده است که به کف سهم را به خوبی تشخیص داده است که خود امری حرفه ای است. پس برای نوسان گیری نیاز است که فرد باتجربه و حرفه ای این کار را انجام دهد.

هرگز با عینک خوش بینی معامله نکنید، به آینده و نوسان گیری در بورس دل نبندید، کم کردن میانگین، برای معامله گری که با تحلیل تکنیکال کار می‌کند می‌تواند ضررهای جبران ناپذیری به همراه داشته باشد ولی شاید برای معامله گری که سهم را بر اساس تحلیل بنیادی و برای سرمایه گذاری بلند مدت خرید می‌کند، مناسب باشد.

۳- حرص و طمع، دشمن نوسان گیری در بورس:

یکی از کلیدهای موفقیت در استراتژی نوسان گیری، داشتن برنامه حد ضرر و حد سود است. اما اجرای یک برنامه همیشه آسان نیست. حسی که در نوسان گیری به اوج خود می‌رسد. احساسی که باعث می‌شود در موقع اجرای برنامه نتوانید منطقی عمل کنید و در یک تصمیم اشتباه تمام سودهای کسب شده از بازار را از دست دهید.

یکی از بزرگ‌ترین اشتباهات نوسان گیران بازار بورس این است که در هنگام ضرر با خود فکر می‌کنند اگر کمی در وضعیت فعلی باقی بمانند امیدها زنده می‌شود و قیمت‌ها بالا خواهد رفت. یادتان باشد، حرص و طمع علت اصلی از دست دادن فرصت‌ها است. پس همیشه بدون هیجان معامله کنید. ظرفیت ریسک پذیری خود را بالاببرید و به شدت مراقب حرص و طمع در نوسان گیری باشید.

چگونه در بورس نوسان گیری کنیم؟

روش‌های گوناگونی برای نوسان گیری در بازار بورس وجود دارد. در زیر به طور مختصر به بررسی چند روش نوسان گیری در بورس خواهیم پرداخت:

عده‌ای هستند طی چند ماه حول محور تحلیل بنیادی سهام، سودانباشته و زیان انباشته و دیگر اطلاعات مالی اقدام به نوسان‌گیری در بورس می‌نمایند. بسیاری از نوسان گیران بازار بورس با استفاده از تحلیل تکنیکال و شناسایی نقاط حمایتی و مقاومتی، به خرید سهام در کف و سپس فروش آن در سقف می‌پردازند. معامله گران در این روش در بازه‌های زمانی کوتاه مدت با به کارگیری نمودارها سهمی را خریداری کرده و بعد از چند درصد رشد قیمتی نوسان مورد نظر خود را می‌گیرند و سپس آن را می‌فروشند.

افرادی هم هستند که در دوره چند روزه و با استفاده از جو حاکم بر بازار اقدام به نوسان‌گیری در بورس می‌کنند. گروهی هم با توجه به اینکه زودتر از افراد دیگر به رانت و اطلاعات شرکت‌ها دسترسی دارند اقدام به نوسان‌گیری می‌کنند.

دسته‌ای از معامله گران بازار بورس هم با در دست داشتن منابع مالی بسیار بالا، اقدام به نوسان‌گیری در لحظه می‌کنند.

دسته ای دیگر بر اساس قیمت پایانی سهام در نیم ساعت پایانی بازار قیمت معامله را در روز بعد پیش بینی می کنند و تصمیم به خرید یا فروش می گیرند.

همچنین حق تقدم ها به دلیل نوسان ۲۰ درصدی یکی از محبوب ترین هدف های نوسان گیران است که در از -۱۰ تا + ۱۰ معامله می شوند و در یک روز میتوانند سود خوبی را به نوسان گیران خبره بدهد.

بله درست است،زمانی که جهت گیری بازار به سمت سرمایه های کوتاه مدت حرکت کند..آن هنگام است که افراد برای بدست اوردن سود بیشتر بدنبال شرکت هایی هستن که نوسانات بیشتری درآن باشد نه پشتوانه ی مالی..!

استراتژی معاملاتی 

فریب اخبار کذب در استراتژی نوسان گیری را نخورید! خطر دیگر برای نوسان گیران، خبرهای محرمانه دست اول (سیگنال های نوسانی) است. برخی سود جویان بازار با استفاده از ضعف اطلاعاتی سهامداران و با استفاده از روش‌های مختلف همچون اخبار دست اول، شما را نردبان رسیدن به اهدافشان قرار می‌دهند. پس به دنبال یک استراتژی معاملاتی قوی برای حتی نوسان گیری تان باشید و براصول خود پایدار باشید.

 وارن بافت می گوید: « “لازم نیست که باهوش‌تر از دیگران باشیم، کافیست از سایرین انضباط و مداومت بیشتری داشته باشیم” ».

خیلی اوقات یک معامله گر نوسان گیر شکست خورده که به دنبال سود است، قربانی راهنمایی‌های اثبات نشده و دروغین این افراد می‌شود. اغلب این راهنمایان از شرکت های کوچک اختصاصی با یکی دو کارمند و بدون هیچ گروه تحقیقاتی تحلیلی است که با اهداف از پیش تعیین شده قبلی سعی در پخش اطلاعات خود در بین نوسان گیران دارند.

هیچ وقت به اخبارهای ظاهراً رانتی دل نبندید. نوسان گیران بازار بورس ضربه‌های زیادی از این خبرها خورده‌اند. همیشه کسانی هستند که به خاطر منافع شخصی، حاضرند دست به هر کاری بزنند. سعی کنید با مطالعه و آموزش بورس دانش سرمایه گذاری خود را بالا ببرید تا فریب دیگران را نخورید. برای پولی که بابت بدست آوردن آن زحمت کشیده‌اید، ارزش قائل شوید و آن را به راحتی از دست ندهید.

افرادی که فکر نوسان گیری از بورس هستند باید به این موضوع توجه داشته باشند که درهرخرید وفروش مبلغی از سرمایه ی ما به عنوان مالیات سازمان و کارگزاری کسرخواهد شد.

اما سود نوسان گیری بیشتر است یا سود سرمایه گذاری بلند مدت؟ برای جواب به این سوال نیاز است که ابتدا با مفهوم سرمایه گذاری بلند مدت نیز آشنا شوید.

سرمایه گذاری بلندمدت در بورس اصلا به چه معناست؟

سرمایه گذاری بلند مدت در بورس میتواند سود بسیار زیادی را برای سرمایه گذاران به همراه داشته باشد به همین منظور در کشور ایران بین افراد حرفه ای گزینه ای که برای بهترین سرمایه گذاری در سال ۹۹ انتخاب شد، سرمایه گذاری بلندمدت در بورس و خرید سهام های ارزنده بود.

اولین و مهمترین اصل سرمایه گذاری بلند مدت دربورس این است که حتی در بهترین شرایط امکان دارد بنابه دلایل ناگهانی مانند عدم دسترسی به اطلاعات نهانی قیمت، سهم خریداری شده کاهش یابد و یا از میزان ارزش آن کاسته شود.

در ضمن توجه داشته باشید که سرمایه گذاری بلند مدت برای کسانی مناسب است که این فعالیت را به عنوان شغل اصلی خود انتخاب نکرده باشند.

به این نکته توجه کنید که همیشه با دید (بلند مدت) در بورس باید سرمایه گذاری کرده و درصورت صلاح دید در (کوتاه مدت)تصمیم به فروش سهم خود بگیرید.

بصورت خلاصه میشه گفت اگر سرمایه گذاری کوتاه مدت را حفظ ثروت درنظر بگیریم سرمایه گذاری بلند مدت افزایش ثروت است.

همچنین به این موضوع هم باید توجه کرد که سرمایه گذاری بلندمدت حسن سود مرکب را دارد.

اگر سرمایه گذاری با سود مرکب را نمی دانید ی پیشنهاد میکنم مقاله سود مرکب را مطالعه کنید.

نوسان گیری

مزیت های سرمایه گذاری بلندمدت در بورس

۱_عدم نیاز به پیگیری تمام وقت و ساعتی

۲_آسودگی خاطر وعدم فشار عصبی و خیالی راحت

۳_کسب بازدهی بیشترنسبت به بازارهای موازی

۴_کمک به رشد و توسعه اقتصادی کشور و بالارفتن سطح رفاهی مردم

ادامش میتونیم اینم اضافه کنیم.

پیشنهاد می کنیم مقاله ابزارهای بازار سرمایه با هدف تامین مالی درازمدت را مطالعه کنید.

نتیجه گیری

پس نتیجه میگیریم استراتژی نوسان گیری مانند چاقو می ماند اگر کار با آن را بلد باشید می توانید زندگی مالی خود را جراحی کنید و اتفاق های خارق العاده ای به زندگی تان برسانید. اما اگر بلدنباشید میتوانید تمام سرمایه تان را که زحمات زیادی برای آن کشیده اید را در مدت خیلی کوتاهی از دست بدهید. همچنین در نوسان گیری شما از حسن سود مرکب نمی توانید استفاده کنید پس بازهم تصمیم با خودتان است.

نوسان گیری در بورس آنچنان که باید و شاید موجب کسب ثروت توسط سرمایه گذران نشده است. در نهایت ممکن است سرمایه گذار بگوید که از طریق نوسان گیری سود نسبتاً مناسبی را کسب کرده است، اما میانگین معاملات این افراد نشان می‌دهد که آنچه در فاصله زمانی بلند مدت نصیب سرمایه گذار می‌شود، زیان است و صدمات جبران ناپذیری به سلامت روحی معامله گران وارد می‌کند.

همچنین نوسان‌گیری برای افرادی که اینکار را در بازار بورس انجام می‌دهند هزینه‌هایی را از جمله کارمزد، مالیات و … به‌همراه دارد، که هر چند ممکن است کوچک به نظر برسد، اما با تکرار این روند، تبدیل به مبالغ بسیاری در بلندمدت خواهد شد. نوسان گیری در بازار سهام و یا سایر بازارهای مالی نیاز به تجربه و شناخت بازار و داشتن مهارت در تابلوخوانی دارد و می‌توان گفت که هر سرمایه گذاری قادر به انجام این کار نیست.

پس به دنبال استراتژی مناسبی باشید که بر اساس تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال و با در نظر گرفتن رفتارشناسی سهام سودآوری مستمر در دراز مدت را برای شما به ارمغان آورد.

در کلاسهای آموزش بورس اصفهان که موسسه آتی سرمایه برگزار می کند هم تاکید بر این داریم تا جایی که دوستان می توانند نوسان گیری نکنند و به اندیکاتورها توجه زیادی نداشته باشند.

 

 

نسبت P/E سهام در بورس چیست؟ موفق ترین استراتژی استفاده از p/e

P E

افرادی که وارد دنیای بورس می شوند،حتما با مفهوم نسبت p/e سروکار خواهند داشت.شاید برایتان سوال باشد که p/e چیست و از کجا تشخیص دهیم که p/e سهم بالا یا پایین است و یا p/e سهم مناسب است یا خیر…
برای تازه واردین به دنیای بورس که ممکن است با مفهوم این اصطلاح آشنایی نداشته باشند در این مقاله به توضیح خواهیم پرداخت.

مفهوم نسبت P/E چیست؟

نسبت p/e در بورس کاربرد های زیادی دارد،سرمایه گذاران به نوعی از این نسبت استفاده روتینی می کنند و گاهی به اشتباه مورد استفاده قرار می دهند که برای جلوگیری از اشتباه باید با مفهوم و کارکرد آن آشنایی پیدا کنید تا خدایی نکرده در معاملات ضرری محتمل شما نشود.
به طور خلاصه نسبت p/e خلاصه شده عبارت price تقسیم بر eps است.
Price÷earning per share=p/e
در فارسی اصطلاحا به نسبت p/e نسبت قیمت به درآمد نیز گفته می شود.
واژه price به معنی قیمت و واژه eps به معنای سود هر سهم می باشد.
قیمت هر سهم ÷ سود هر سهم = نسبت p/e

مفهوم نسبت P/E:

انتظاری که سرمایه گذار از بازدهی آینده دارایی اش دارد ،به این صورت که سرمایه گذار حاضر است به ازای هر ۱ ریال بازدهی از سهامی که بدست می آورد، چند ریال پرداخت کند، این موضوع را نسبت  p/e می شناسند.
به طور مثال اگر کسی ۱ میلیون تومان در بانک سپرده گذاری کند و بانک سود سالیانه ۲۰% پرداخت کند که در واقع ۲۰% از ۱ میلیون ، معادل ۲۰۰ هزار تومان می شود. p/e را اینگونه محاسبه می کنیم:
سرمایه اصلی را به سود سالیانه تقسیم می کنیم.
۵= ۲۰۰۰۰۰÷ ۱۰۰۰۰۰۰
پس در این مثال p/e سود بانکی برابر با ۵ شده به این معنی که سرمایه گذار به ازای هر ۱ ریال سودی که از بانک دریافت می کنند ۵ ریال پرداخت می کنند.ویا اینکه اگر p/e برابر ۵ است ،بدین معناست که ۵سال زمان می برد تا سرمایه اصلی از طریق سودهای بدست آمده برگردد.

نسبت P/E در بورس:

به طور مثال اگر شرکتی در حال حاضر ۲۰۰تومان قیمت دارد و eps (سودی)که برای سال جاری در نظر گرفته برابر با ۵۰ تومان است .اکنون برای محاسبه p/e این شرکت قیمت روزانه آن را بر سودی که دارد تقسیم می کنیم.
۲۰۰ تقسیم بر ۵ برابر است با ۴(p/e)
یعنی سرمایه گذاران بورس حاضرند به ازای هر ۱ ریال سودی که این شرکت دارد ۴ ریال پرداخت کنند.این مفهوم کلی نسبت p/e میباشد.این عدد انتظاری است که سرمایه گذاران از آینده سهامشان دارند .ولی چرا سرمایه گذاران حاضرند در ازای ۱ ریال سود ۴ ریال پرداخت کنند؟و آیا این انتظارات درست است؟؟
هرچه قیمت سهم بالاتر برود p/e نیز افزایش می یابد و عکس این موضوع هم امکان پذیر است و سوالی که وجود دارد این است که p/e باعث بالا و پایین شدن قیمت می شود و یا اینکه تغییر قیمت باعث بالا و پایین شدن p/e می شود؟

P/E

نسبت P/E چه کاربردی دارد؟

به زبان ساده کاربرد p/e را اینگونه بیان می کنیم .ابزارهای مختلفی برای ارزش گذاری روی سهام وجود دارد که p/e یکی از آنهاست که در اینجا به این موضوع می پردازیم که چگونه از نسبت p/e برای ارزش گذاری سهام استفاده می شود؟  این را هم اضافه کنم که به p/e ضریب سهام هم گفته می شود.برای ارزش گذاری روی سهام با استفاده از p/e باید بر عکس رابطه ای که در بالا گفته شد،عمل کنیم به اینصورت که یک p/e برای سهم محاسبه می شود سپس در سود آن ضرب می شود و ارزش آن سهم بدست می آید :
P/e×eps=price
اگر به این روش ارزش سهم را محاسبه می کنید ابتدا باید بدانید که قیمت سهم مورد نظر در بازار بیشتر از قیمت محاسباتی شما است یا کمتر؟ اگر قیمت سهم در بازار بیشتر از عدد بدست آمده باشد نتیجه می گیریم که این سهم ارزنده نیست ولی اگر قیمت سهم در بازار کمتر از عدد مورد نظر باشد بدین معناست که سهم ارزنده ایست و قابلیت رشد و سود دهی دارد.البته شایان ذکر است که تمامی این موارد بستگی به این موضوع دارد که نسبت p/e درست محاسبه شده باشد و دقیق بدست آمده باشد .در غیر اینصورت ارزش بدست آمده سهام اشتباه خواهد بود.

انواع P/E:

 

:دنباله دار P/E

ساده ترین نوع p/e است که در ابتدا در مورد آن توضیح داده شد‌.که نحوه محاسبه آن به صورت تقسیم قیمت روزانه سهم به سود (eps) می باشد.این نسبت بیانگر آن است که سرمایه گذاران حاضرند به ازای هر ۱ ریال سود شرکت چند ریال پرداخت کنند.و هر چقدر قیمت سهام تغییر کند این نسبت نیز تغییر پذیر است.

:برآوردی P/E

به p/e برآوردی،p/e تحلیلی یا پیشتاز نیز می گویند.این نسبت به صورت خاصی و با در نظر گرفتن مواردی چون نرخ رشد سود شرکت، نرخ بهره بانکی،تورم و غیره محاسبه می شود.در ارزش گذاری سهام از این نسبت استفاده می شود.پس از محاسبه،نسبت را در سود (eps)بر آوردی سال آینده شرکت ضرب می کنیم و ارزش شرکت را بدست می آوریم.این نکته قابل توجه است که اگر سود شرکت را نیز خودمان تحلیل کنیم و کاری به سود اعلام شده توسط شرکت نداشته باشیم.این کامل ترین نوع ارزش گذاری به معنای p/e خواهد بود.

تفاوت بین P/Eدنباله دار و P/Eتحلیلی چیست؟

به زبان ساده بخواهیم تفاوت این دو را بررسی کنیم باید بگوییم p/e دنباله دار آن چیزی است که در حال حاضر برای یک سهم وجود دارد . ولی p/e تحلیل ،چیزی است که ما از آینده یک سهم انتظار داریم . مثلا اگر p/e دنباله دار سهمی در بازار ۵ است وما تحلیل کرده ایم p/e آن سهم باید ۶ باشد (p/e تحلیلی ) و انتظار ما این است که آن سهم رشد کند و p/e آن به۶ برسد .

بالا و پایین بودن P/E نشان دهنده چه چیزی است؟

بالا بودنp/e یک سهم نشان دهنده میزان توقع بازار از مقدار رشد سود آن شرکت است . اگر انتظار بازار درست باشد وقتی سود شرکت زیاد شود مخرج فرمول محاسبه p/e نیز بزرگ می شود و در نتیجه نسبت p/eسهم مجددا متعادل می شود ، و متقابلا اگر p/eیک سهم پایین باشد نشان دهنده این است که بازار انتظار دارد در آینده سود آن شرکت کاهش پیدا کند . وقتی سود شرکت کم شود مخرج فرمول محاسبه p/e کوچک می شود و در نتیجه نسبت p/e مجددا متعادل می شود .

نکاتی درباره P/E در بورس :

سود شرکت یا (eps) در بدست آوردن نسبت p/e تاثیر زیادی دارد شرکت ها برای محاسبه سود خود از روش های مختلف حسابداری استفاده می کنند که ممکن است این سود تحت تاثیر قرار بگیرد و گاها کمتر یا بیشتر از مقدار واقعی خود نشان داده شود پس باید نکاتی را مدنظر قرار دهید که در پایین به آن اشاره می شود .
۱ _ بالا یا پایین بودن نسبت p/e همیشه نشان دهنده ی ارزنده و یا گران بودن سهم نیستند . بلکه بالا یا پایین بودن این نسبت توقع بازار از آینده شرکت و سود اوری آن را نشان می دهد . گاهی امکان دارد بازار دچاراشتباه شود بنابراین هرگز نباید به انتظار بازار اکتفا کنید بهتر است خودتان نحوه صحیح محاسبه p/e را یاد بگیرید و از آن استفاده کنید .
۲_مناسب ترین ابزار برای ارزش گذاری شرکت p/e است ، ولی به تنهایی کفایت نمی کند . بهتر است برای خرید سهام ابزار های مختلف را مورد بررسی قرار دهید .
۳_ برای شرکت های در حال زیان ، محاسبه ی p/e بی فایده است چون p/e منفی نداریم و p/e از تقسیم قیمت به درآمد محاسبه می شود پس نمی توان p/e را محاسبه کرد . برای شرکت های درحال زیان از روش های دیگری برای ارزش گذاری استفاده می کنیم .

مشاهده  p/e سهم

برای مشاهده p/e سهم موردنظر می توانید با مراجعه به سایت tsetmc که یک وبسایت معتبر و زیر نظر سازمان بورس است، با جستجو کردن نام سهم خود p/e آن را نیز مشاهده کنید. در تصویر زیر اطلاعات سهم شستا را مشاهده می کنیم و دور p/e خط قرمز کشیده ایم.

p/e سهم شستا

عموما p/e بین 5 تا 9 یک عدد متعادل است. همچنین مقایسه آن با p/e گروه هم یک روش جالبیه! اگر  p/eسهم نسبت به p/e گروه کمتر بود، یکی از نشانه هایی است که سهم از بازار و گروه جامانده و گزینه خوبی است. ( البته این مورد به تنهایی برای تصمیم گیری جالب نیست و باید در کنار موارد دیگر به عنوان تاییدیه مورد استفاده قرار گیرد).

معامله موفق از طرز فکر بهره می گیرد!

معامله گری موفق

مهم نیست که چقدر پول دارید، مهم نیست که تاچه اندازه در تحلیل تکنیکال ماهر هستید.

همچنین، مهم نیست که تاچه اندازه فکر میکنید راجع به معامله کردن علم و دانش دارید، اگر شما دارای طرز فکر درست نباشید، هیچگاه نمیتوانید در مارکت به درآمد مستمر برسید.

موفقیت یا شکست شما در مارکت از طرز فکر شما نشأت میگیرد. اکثر معامله گران آشنایی با جنبه ی روانی معامله کردن دارند و میدانند که چقدر مهم هست اما برای فراگیری این جنبه ها سستی میکنند و گاه آنرا پشت گوش می اندازند و یا به کل آن را رد میکنند که هر دو اشتباه بسیار بسیار بزرگی هستند

اگر با طرز فکر نادرست معامله کنید فرقی نخواهد داشت که چه مقدار پول دارید و یا اینکه در استراتژی خود استاد هستید. شما در نهایت خود را برای شکست آماده میکنید. هیچ استراتژی ای و هیچ حجم پولی نمیتواند برای شما پول بسازد اگر که به طرز صحیح راجب معامله گری فکر نکنید.

اجازه دهید بیشتر در مورد اهمییت جنبه های مختلف روان شناسی معامله گری صحبت کنیم زیرا این بحث شما را آماده خواهد کرد برای بهتر متوجه شدن طرز فکر معامله گری.

ریسک کردن در ذهن شما تاثیر میگذارد

چه بخواهید یا نه ریسک کردن در ذهن شما تاثیر میگذارد. یکی از مهمترین فاکتورها در بدست آوردن و تکمیل طرز فکرصحیح معامله گری این است که بادقت میزان ریسکی که در هر معامله متحمل میشوید را مدیریت کنید. ریسک کردن بیش از حد تحملتان از همان شروع معامله ذهن شما را آلوده میکند و این آلودگی به دیگر جنبه های معامله گری نیز سرایت خواهد کرد. و این شما را بیش از حد احساساتی میکند و حواس و اعصاب شما را پیوسته بیش از حد درگیر معامله میکند.

اگر شما خود را بیش از حد درگیر معامله و تحلیل کنید، بیش از اندازه درگیر احساسات شوید احتمال اینکه بتوانید معامله ی موفقی را تجربه کنید کم میشود . علت اینکه شما بیش از حد توجه و حساسیت به خرج میدهید،   این است که شما ریسک زیادی را متحمل شده اید.  همبستگی زیادی وجود دارد بین اینکه چقدر ریسک میکنید و چقدر احساساتی میشوید و حتما میدانید که احساساتی شدن چطور موجب از دست رفتن سرمایه تان میشود.

راه حل این است که معاملات خود را با حجم کم شروع کنید و میزانی که برای ریسک کردن راحت هستید را پیدا کنید . در این معالات شما دچار غلبه احساسات نمی شوید. با حجم خیلی کم شروع کنید که نخواهید مرتبا به شکست و از دست رفتن سرمایه تان فکرکنید. در غیر اینصورت شما به چارت ها مثل چسب میچسبید و احتمالا خواب شبتان را از دست میدهید. اگر به این حالت دچار شدید بدانید که راه را اشتباه آمده اید و باید به نقطه اول بازگردید و میزان ریسکتان را کاهش دهید.

واضح است که ریسک پذیری هر فرد بسته به شرایط مالی، مهارت و تجربه و … با فرد دیگر متفاوت است.

سطح انتظارات و توقع خود از بازار را معقول کنید

معامله گران مبتدی معمولا با توقعات نادرست و غیر واقعی وارد مارکت میشوند. توقع نادرست راجب به مدت زمانیکه طول میکشد تا معامه گری را درست یاد بگیرند، چقدر زمان میبرد تا مستمرا سود کنند یا حتی تا چه اندازه قرار هسن که معامله موفق داشته باشند.

زمانیکه شما با ذهنی مملو از انتظارات غیرواقعی شروع میکنید در واقع خود را برای صدمات روحی آماده کرده اید.

بعضی از مبتدیان بدنبال این هستند که همه ی معاملاتشان را یه معامله موفق بدل کنند در صورتیکه باید خاطرنشان کنم که بهترین و کارا ترین استراتژی های معامله گری تضمین کننده ۶۰% معاملات موفق هستند حتی کمتر ، تازه در صورت اجرای صحیح استراتژی.

این به این معنی است که شما در ۴۰% بقییه معاملاتتان شکست راتجربه خواهید کرد و شما ازاول نمیدانید که کدام معامله منتج به شکست خواهد شد یا پیروزی.

با آماری که راجب درصد تعداد معاملات درست دادم، جای تعجب نیست که برخی معامله گران آماتور صبر و نظم و تقید خود را نسبت به استراتژی از دست بدهند و مبتلا به معاملات بیش ازحد عموما بعلت عجله و توقع نادرست شوند و مسیری را شروع میکنند که در نهایت منجر  به از دست رفتن حسابشان میشود.

شما میبایست تمام جنبه های احساسی خود را برای معامله کنار بگذارید . همراه با مدیریت ریسک که پیش تر صحبت کردیم، در کنار انتظارات درست از بازار  شما میتوانید به کنترل کردن احساسات خود کمک کنید.

سادگی استراتژی خیلی مهم است

بشریت تمایل به موضوعات پیچیده دارد تا جاییکه موضوعاتی را که نیاز به برخورد ساده دارند را خواسته یا ناخواسته پیچیده میکند. زمانیکه شما دارای یک استراتژی بسیار پیچیده و بهم ریخته هستید احتمالا این اولین موردی است که شما را برای داشتن طرز فک رغلط سوق میدهد . در این مواقع حیاتی است که شما در استراتژی خود تجدید نظرکنید و ذهن خود را پاک و خلوت کنید و از استراتژی های ساده استفاده کنید..

بهترین و موثرترین راه برای تحلیل چارت، تشخیص صحیح روند و محدوده های احتمالی حمایت و مقاومت است. البته این سخت ترین بخش معامله نیست. سخت ترین بخش های یک معامله شامل مدیریت سرمایه و ریسک، روانشناسی معامله، نحوه برخورد با سود و مدیریت معامله است، که اگر شما دارای یک چارچوب ذهنی شلوغ باشید قطعا محصول یک استراتژی شلوغ و پیچیده خواهد بود و این مراحل سخت، بیش از پیش سخت خواهند شد.

در نهایت اگر شما میزان ریسکی که با آن راحت هستید را بیابید و  بدون داشتن توقعات نادرست و با استراتژی ساده ولی مفید وارد مارکت شوید گام اساسی را برای داشتن و حفظ طرز فکر درست برداشته اید.

گره معاملاتی در بورس تهران به زبان ساده و نحوه رفع آن!

گره معاملاتی

زمانی که یک سهم برای ۵ روز متوالی در بازار سهام، در صف فروش سنگین و یا صف خرید سنگین قفل می شود، گره معاملاتی به وجود می آید.
عموما گره معاملاتی را ناظر بازار تشخیص می دهد. خب اگر سهم ما ۵ روز متوالی در صف فروش یا صف خرید قفل باشد، پس اصلی ترین بحث بازار سرمایه که نقدشوندگی است. تکلیفش چی می شود؟ اینجاست که قانون گره معاملاتی به کار می آید.

چه شرایطی برای به وجود آمدن گره معاملاتی لازم است؟

شرکت هایی که تعداد سهم هاشون بیشتر از ۳ میلیارد است باید حداقل ۱ برابر حجم مبنا معامله شوند. و شرکت هایی که تعداد سهام کمتر از ۳ میلیارد دارند می بایست دو برابر حجم مبنا معامله شوند.

اگر کلیه معاملات نماد به صورت ۵ روز پیوسته در سقف یا کف قیمت روزانه معامله شود.

مقررات گره معاملاتی در مورد سهام شرکت‌هایی با تعداد سهام کمتر از ۱۵۰ میلیون سهم با تشخیص مدیرعامل بورس می‌تواند اعمال نشود.

گره معاملاتی زمانی رخ می دهد که معاملات در ۵ روز متوالی در صف خرید یا صف فروش، کمتر از ۵ درصد حجم مبنا باشد.

به طور مثال اگر حجم مبنا سهمی ۱ میلیون باشد، حجم معاملات سهم در این ۵ روز باید کمتر از ۵۰,۰۰۰ باشد.(۵۰ هزار میشه ۵ درصد ۱ میلیون)

رفع گره معاملاتی

برای رفع گره معاملاتی در بورس تغییراتی در نحوه سفارش گیری نماد مذکور صورت می گیرد.

اولین تغییر این است که در مرحله پیش گشایش در روز معاملاتی بعد، نماد با دامنه نوسان دو برابر حالت عادی آماده انجام معامله خواهد شد.

و قیمت مرجع در دوره حراج پیوسته، قیمت کشف شده از طریق حراج ناپیوسته یا همان پیش گشایش خواهد بود. متوجه نشدید؟

یک مثال ساده!

فرض کنید قیمت نماد “ثاخت” پس از ۵ روز صف خرید متوالی به ۱۰۰۰ تومن می رسد. حال در این ۵ روز نماد حجم معاملات پایینی داشته، پس شامل گره معاملاتی می شود.

حال قیمت نماد در پیش گشایش دوبرابر محدوده نوسان روزهای قبل کشف قیمت می شود (دو برابر ۵ درصد یعنی ۱۰ درصد). یعنی در پیش گشایش با ۱۰ درصد محدوده نوسان کشف قیمت می شود.

اگر بازهم همه سفارشات در سقف قیمت باشد، یعنی ۱۱۰۰ تومان سفارش ها گذاشته شود، کشف قیمت روی ۱۱۰۰ تومان انجام شده و از ساعت ۹ که معاملات آغاز می شود، ۵ درصد سهم براساس قیمت ۱۱۰۰ تومان اعمال می شود و معاملات ادامه خواهد داشت.

لازم به ذکر است حجم مبنا در محاسبه قیمت پایانی نمادی که بیش از ۵ جلسه معاملاتی با صف خرید یا فروش درگیر بوده، به عدد ۱ تغییر پیدا می کند.